شکست عشقی


 

 

 

عشق یکی از سازه‏ های روانشناسی است که توصیف آن دشوار و از دیرباز مورد توجه شاعران و نویسندگان بوده است. نیاز به دوست داشتن و دوست داشته شدن یکی از اساسی‏ترین نیازهای انسان، از کودکی تا پیری است.

در هر دوره از زندگی، فرد درگیر روابط ویژه‏ ای با دیگران است که این روابط می‏تواند سلامت فردی و اجتماعی او را ارتقا بخشد یا باعث ایجاد آسیب در وی شود. افراد برای برقراری رابطه صمیمی با فردی دیگر، باید شریکی پیدا کنند، پیوند عاطفی برقرار نمایند، و آن را در طول زمان نگه دارند.  یکی از مهمترین تکالیف دوره انسانی، انتخاب همسر و رابطه با جنس مخالف برای برقراری رابطه‏ای خوشایند و دیرپاست. از این رو یافتن همسری برای شریک زندگی، رویداد مهمی در رشد بزرگسالی است که تاثیر عمیقی بر خودپنداره و سلامت روانی دارد. این رویداد، در عین حال، فرایند پیچیده‏ای است که به مرور زمان شکوفا می‏شود و تحت تاثیر انواع رویدادها قرار می‏گیرد.(اکبری و همکاران 1391). همانطور که آغاز یک رابطه عموما توام با حس پذیرش و هیجان‏های مثبتی از قبیل شادی، سرخوشی، عشق و لذت است، پایان یک رابطه نیز عموما توام با احساس طرد شدن و فقدان و هیجان‏هایی از قبیل اضطراب، خشم، غم، حسادت، ناامیدی و تنهایی است. تجارب عاشقانه‏ ی قبل از ازدواج شاید بتواند به فرد در انتخاب همسر کمک کند، به شرط اینکه این تجارب موفق و توام با باز اندیشی باشند. می‏توان تجارب افراد در این مرحله را به عنوان فرصت تمرین مهارت‏های زندگی مشترک تلقی کرد.  وقتی که روابط قبل از ازدواج، موفقیت آمیز نباشد، فرد باید توانمندی کافی جهت اخذ تصمیم برای ترک رابطه را داشته باشد که معمولا چالشی بسیار طاقت فرسا است. بیشتر افراد در برهه‏ ای از زندگی خود مجبور شده‏ اند یک رابطه صمیمی را کنار بگذارند. وقتی روابط رو به تیرگی می‏گذارند گفتگوی بین طرفین محدود می‏شود، اما صحبت‏های ناراحت کننده درباره ضعف‏ها، نقص‏ها و اشتباهات فرد مقابل افزایش می‏یابد. آلتمان و تیلور این الگوی گفتگو را به عنوان خنجر اجتماعی توصیف کردند. شکست عشقی شدیدا می‏تواند در افت تحصیلی نقش داشته باشد. با ورود به دانشگاه، شکست عاطفی ابعاد جدیدی می‏یابد زیرا با تغییر موقعیت و دوری از خانواده، نیازهای عاطفی خاص‏تر شده و از طرفی امکان ارتباط با جنس دیگر فراهم می‏شود اما برخی افراد در حالی درگیر این روابط می‏شوند که هنوز رشد اجتماعی لازم را کسب نکرده اند، در نتیجه دچار مشکلاتی می‏شوند.

راس برای اولین بار نشانگان ضربه‏ ی عشق را معرفی نمود که مجموعه علائم و نشانه‏های شدیدی است که پس از فروپاشی یک رابطه رمانتیک بروز می‏کند، عملکرد فرد را در زمینه ‏های متعدد (تحصیلی، اجتماعی و حرفه ای) مختل می‏کند، واکنش‏های غیر‏انطباقی به دنبال دارد و مدت زیادی باقی می‏مانند. این فروپاشی، افسردگی و خشم، احساس نا‏امنی عمیق ، احساس در‏ماندگی، گناه، هراس، نا‏امیدی، بدبینی، بی‏قراری، آسیب پذیری، از دست دادن تمرکز، انگیزه و انرژی، نشانه‏ های فیزیکی مثل سردرد و بی‏نظمی خواب، بی ‏اشتهایی یا پرخوری، تغییرات میل جنسی، بی‏حوصلگی و کندی کلامی – حرکتی تولید می‏کند. صرف نظر از اینکه چه کسی رابطه را قطع می‏کند، انحلال یک رابطه تجربه ناخوشایندی است. همه ما وقتی رابطه ‏ای را آغاز می‏کنیم تمایل داریم سرانجام خوبی داشته باشد، حال اگر یک رابطه عاشقانه به آن هدفی که به خاطرش آغاز شده بود نرسد، فرد دچار شکست عشقی گردیده است و این شکست غالبا اندوه بار است و فراموش کردن آن بسی دشوار.

چگونه با شکست عشقی کنار بیاییم؟

لازم است گام به گام زندگی خود را بسازید و به خودتان کمک کنید تا  از دوره غمگینی بگذرید:

گام اول: اولین گام به سوی بهبودی، سوگواری برای عشق از دست رفته است. سوگ در واقع واکنش انسان به از دست دادن است. با از دست دادن یک دوست یا عشق، احساسی مشابه مرگ یک عزیز را تجربه خواهید کرد. با این تفاوت که هنگام از دست دادن یک عزیز، افراد زیادی با شما همدردی می‏کنند، مراسمی برگزار می‏شود که به شما در تحمل این غم کمک می‏کند. مراحل سوگواری را که شامل انکار، بیقراری، بی خوابی، ناراحتی، احساس گناه، خشم، عصبانیت، بهت یا گیجی ، حیرانی و افسردگی می‏باشد، راحت‏ تر سپری می‏نمایید. اما هنگام قطع رابطه چنین مراسمی در کار نیست. می‏توانید خودتان این مراسم را برپا کنید و همراه با دیگران برای از دست دادن آن فرد سوگواری کنید. در میان اعضای خانواده و شبکه‏ ای از دوستان که شما را حمایت می‏کنند و به حرفهایتان گوش می‏دهند و به شما اجازه گریه کردن می‏دهند قرار بگیرید. بدون قضاوت درباره خود گریه کنید. برای غلبه بر افسردگی خود بهتر است از هم فکری و حمایت دیگران استفاده کنید. حضور و حمایت آنها به بهبود سریع‏تر شما کمک می‏کند، از کمک دوستان استفاده کنید. مراسم ممکن است به سادگی برگزار شود، مانند روشن‏ کردن شمع، خداحافظی کردن، جمع‏ آوری و بسته‏ بندی متعلقات طرف مقابل، پاک کردن تصاویر دو نفره . مراحل غم و اندوه را باید گام به گام پشت سر‏گذاشت و بر آن غلبه کرد. بکوشید تمام احساس‏های منفی را بیرون بریزید، سپس گفتگوهای درونی خود را شناسایی و با آنها چالش کنید، وقتی اینگونه عمل کنید احساس آرامش خود به خود حاصل می‏شود. فرایند بروز احساسات و بیان گفتگوهای درونی بعد از اتمام یک رابطه بسیار سودمند است و در غلبه بر افسردگی به شما کمک می‏کند.

گام دوم:وقتی احساسات منفی را پشت سر‏گذاشتید به خود یادآوری کنید که زندگی تمام نشده و در جریان است. اکنون زمان آن رسیده که از اتفاقی که در زندگی‏تان رخ داده در حهت رشد خود استفاده کنید. سعی کنید بر روی برنامه‏ های جدید متمرکز شوید و آنها را شناسایی کنید. سرگرمی‏های جدید را برای خود پیدا کنید خود را با شرکت در فعالیت‏های ورزشی و همچنین کلاس‏های فوق برنامه، رفتن به سینما و ...سرگرم کنید. شرکت در این برنامه‏ ها علاوه بر این که زمینه‏ی برقراری ارتباطات را فراهم می‏آورد توجه شما را از شکست عشقی به مسائل دیگر معطوف می‏کند.

گام سوم: اغلب بعد از یک رابطه ناموفق رشد شخصی ما متوقف می‏شود. به یاد داشته باشید که شما اهداف، آرزوها، رویاها و علاقه‏ های خاص خود را دارید. و این ارزیابی موجب می‏شود که حرکت به سوی آنها را آغاز کنید و به زندگی بازگردید، اهداف جدیدی برای خود تعریف کنید و برای رسیدن به آن‏ها تلاش کنید. با دوستان خود برنامه‏ های تفریحی بگذارید، در جمع خانواده حضور یابید. خود را از آن وضع و حال خارج کنید و به زندگی ادامه بدهید، حتی اگر واقعا انگیزه‏ای برای انجام کارها ندارید شروع کنید چرا که بعد از شروع کار انگیزه به وجود می‏آید. به امور معنوی بپردازید، از دیگران مراقبت کنید، با تمرکز بر روی نیازهای دیگران می‏توانید احساس غم و درد خود را کاهش دهید. کمک به دیگران به آرامش شما می‏انجامد. بدانید پایان دادن به یک رابطه در ابتدا ممکن است با احساس دو گانه همراه باشد، برای مثال ممکن است احساس ناراحتی و آرامش کنید یا احساس خشم و ترس .احساساتتان با گذشت زمان تغییر خواهد کرد در یک دفترچه خاطرات بدون سانسور درباره احساسات خود بنویسید و در مورد هدف بعدی خود تفکر و تامل کنید. به تدریج احساس واقعی خود را خواهید یافت، همانند اینکه واقعا چه چیزی را دوست دارید اگرچه کاری برای رابطه انجام می‏دادید بهتر بود درحال حاضر بهتر است چکار کنید چه درس‏هایی از این رابطه گرفتید. در واقع بازرس خودتان  می‏شوید و کم کم به خوبی می‏توانید احساس واقعی خود را تشخیص دهید. شکست‏ها را باید فرصت و تجربه تلقی کرد. بین عشق و عادت تمایز قائل شوید گاهی دوست داشتن را با عادت اشتباه می‏گیریم و در حالی که فقط به وجود یک فرد عادت کرده ‏ایم این احساس را عشق می‏پنداریم. ترک عادت بسیار مشکل ولی امکان پذبر است. بهبود یک شبه روی نمی‏دهد بعد از مدت زمانی که از قطع رابطه گذشت بهتر می‏توان آن را بررسی کرد . اگر به هیچ وجه نمی‏توانید با احساسات آسیب دیده خود کنار بیایید و این آسیب منجر به افت عملکرد شما گردیده است به مرکز مشاوره مراجعه کنید و از یک متخصص کمک بگیرید

 



تمامی حقــوق مادی و معــنوی این سایت متــعلق به معـــاونت فرهنگی و دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی ارومیه می باشد - طراحی:پارسه وب